دیوان حافظ
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 فروردین 1387 توسط حافظ شناس | نظرات (0)
رونق عهد شباب است دگر بستان راای صبا گر به جوانان چمن بازرسیگر چنین جلوه کند مغبچه باده فروشای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگانترسم این قوم که بر دردکشان می​خندندیار مردان خدا باش که در کشتی نوحبرو از خانه گردون به در و نان مطلبهر که را خوابگه آخر مشتی خاک استماه کنعانی من مسند مصر آن تو شدحافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی می​رسد مژده گل بلبل خوش الحان راخدمت ما برسان سرو و گل و ریحان راخاکروب در میخانه کنم مژگان رامضطرب حال مگردان من سرگردان رادر سر کار خرابات کنند ایمان راهست خاکی که به آبی نخرد طوفان راکان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان راگو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان راوقت آن است که بدرود کنی زندان رادام تزویر مکن چون دگران قرآن را

توضيحات :
دگر (دوباره = قيدتکرار)مژده گل (بشارت و صال گل ) جوانان چمن (استعماره از گل ) مغبچه (استعاره از ساقي زيبا ) مه (ماه ولي استعاره از چهر ه زيبا ) سارا (خالص = استعاره از زلف مشکين ) ترسم(يقين دارم )دردکش (ميخوار کهنه کار ) درسرکارخرابات کنند ايمان را (ايمان را بر سر باده گساري بگدارند ) خاک (استعاره از انسان خاکي ) سيه کاسه (کنايه از آدم بخيل و پست ) خوابگه آخر(استعاره از قبر ) فرمانرواي ملک مصر (عالم معني ) زندان ( استعاره از جسم ) معني بيت آخر (اي حافظ باده بنوش و قلندري کن و شاد باش اما قرآن را دام نيرنگ و ريا مکن که تزوير و فريب از هر گناهي زشت تر است )




برای مشاهده نتیجه تفال و ترجمه انگلیسی غزل به ادامه مطلب مراجعه نمایید :

لطفا برای مشاهده ترجمه تفال اینجا کلیک کنید ...
درباره وبلاگ

موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
<-BlogCustomHtml->
Blog Skin
CloseMaximizeMinimize تبلیغات وبلاگ